خرید بک لینک
ابروم  پاک رفت  بعضی از  این  پسرا  واقعا  عقل ندارن  فقط بلدن  الکی الکی  با ابروی  ادم  بازی کنند دوستم  منو  برد  یه گروه مختلط  پسره  فکرده  من دوستشم  اومده پی وی 

برچسب: نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 3:33

از خانم هایی که خیلی لوس و ننرن خودشو میگیرن اعتماد بنفس دارن بدم میاد فقط دوس دارن چیزایی رو میخرن بزارن وبشون یا برا همه بفرستن وبعد بگن که وای خدا کنه اونایی که میبینن و وعض مالی خوبی ندارن ناراحت نشن بعد میگه خودمم خیلی ناراحت میشما ایششش خو که چی بشه اصلا ب

برچسب: نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 5:06

پیشاپیش ماه مبارک رمضان مبارک منکه خیلیی خوشحالم ولی میدونم نابود میشم ساعت 9 شبم اذان میگه ولی از ظرف های ناهار راحت میشم از نظر دادن مامانم که هر روز صبح باید بیدارم کنه بگه ناهار چی بزارم اگه چیزیم نگم غذای مورد علاقش خورشت لوبیا میزاره همسادمون لباس فروشی باز کرده

برچسب: نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 17:21

امروز تولد مامانم خودم براش کیک درست کردم تنها دلیل دلخوشی منه اگه مامان کسی دیگه میشد بهش حسودیم میشد از صبح انقد بوسش کردم خخخخخ خیلیییی دوستت دارم مامان خوشگلم تولدت مبارک پی نوشت : دوستم میگفت روم نمیشه مامانمو ببوسم فقط عید به عید خیلی صمیمی نیستن ولی مگه میشه ه

برچسب: نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 17:21

اصلا  از عمه هام  دل خوشی ندارم چند روز پیش اومده بود خونمون  من حموم بودم  حالا مامانم  گفته بود حمومم   دو سه روز بعدش رفتم خونه ی  عموم مهمونی  منو دیده  جلو  اون همه ادم برگشته میگه : چرا من اومدم خونتون

برچسب: نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 17:21

نماز روزهاتون قبول دیشب بعد افطار با مامانم و خانم همساده و دخترش رفتیم پارک بانوان چشمتون روز بد نبینه یه جین دختر و پسر (ندید بدید) ریخته بودن سر.( سرسره ) نمیدونید چه وعضی بود 20.30 نفر بودن همه پشت سر همگیده خوشم نیومد خیلیم سرد بود هوا . شانس اوردم ماه رمضون هوا خنک

برچسب: نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 17:21

بلاخره کارت اهدای عضوم رو فرستادن بانک ملی زنجان منم نمیتونم برم اصلا دیگه موند اونجا کاش پست میکردن خونمون دوستی هم زنجان ندارم بره برام بگیره بفرسته دیه واجب شد یه دوست زنجانی پیدا کنم با دکتر هم دعوا کردم به اون میگفتم برام میفرستاد ولی مطمنم نیستم برام بفرسته پی نو

برچسب: نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 17:21

کانال تلگرام درست کردم با عاطی ژووووون

خوشحال میشم جوین شین

https://t.me/zamzame_tanhaei

هرکیم خواست بگه لینگ گروه بچه های وب فقط هستن بدم فقط

دخترا

برچسب: نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 17:21

امشب شب قدر شب آرزوهاست برای همدیگه دعا کنیم

انشاالله بهترین سرنوشت ها براتون رقم بخوره

بچه ها سخنرانی آیت الله صفایی حائری

رو گوش کنید خیلی تاثیر گذاره

پی نوشت: چرا بعضی ها نمیمیرن ؟ چرا عمر آدم بدا زیاده؟

خودمو زدم به بی خیالی دیگه ....

برچسب: نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 17:21

چند روز پیش رفتم دهات یکی از اشناهامون ماشین ها رو پارک کردیم سوار نیسان شدیم راه افتادیم طرف کوه فکنم 30 نفری میشدیم همه پشت نیسان خخخ عجب جایی بود همه جا سرسبز تا دلتون بخواد چشمه بود آب چشمه خیلی خنک بود . و انواع سبزی های کوهی جمع کردیم من فقط عکس میگرفتم منو

برچسب: نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 4 خرداد 1396 ساعت: 15:54

اگه به کسی از جان و دل علاقمند باشی یا هر چیزی خدا اونو ازت میگیره یعنی اون دوست داشتن رو از دلت بیرون میکنه نسبت بهش سرد و بی تفاوت میشی من دقیقا اینطوری شدم اصلا باورم نمیشه منکه ارامش داشتم الان هیچ احساسی ندارم دقیقا به حرف الهام رسیدم . نمیدونم شما میتونین درک کنید یا

برچسب: نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 4 خرداد 1396 ساعت: 15:54

ما به تکلیفمان عمل کردیم همچون شهیدان اما وقتی ملتی نخواهد سرنوشتش تغییر کند خدا هم دخالتی نمیکند ان الله لایغیر بقوم الا ما یغیروا بانفسهم من با افتخار میگم به رئیسی رای دادم ۲۲ میلیون نفر مردم یک ثروتمند فروشنده را به یک خادم و خدمتگزار ترجیح دادن 22میلیون نفر اهمیتی به دروغ مجسم،اخت

برچسب: نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 4 خرداد 1396 ساعت: 15:54

دو سه باری همش دارم صدا های عجیبی میشنوم فقطم شبا یه شب که تنها تو اتاقم بودم یه نفر یه نفس عمیق کشید یعنی تا مرز سکته رفتم یه شبم داشتم یه کلیپی رو نگاه میکردم بعد تموم شدن کلیپ سه بار مث صدای اون یارو یه نفر یه چیزی گفت بهم اگه یه بار میشنیدم باور نمیکردم ولی 3 بار پشت سرم هم شنید

برچسب: نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 4 خرداد 1396 ساعت: 15:54

میخوام برم کلاس گریم عروس یکم استعداد دارما ولی نمیدونم بتونم یاد بگیرم فردا زنگ بزنم بپرسم شرایطتشو . امروز رفتیم مهمونی از اونایی که بدم میومد اونجا بودن چقد حس بدی مجبور بشی تحمل کنی یا زوم کردن های بعضی ها اه اه انگار اولین بارشونو ادمو میبینن هی پچ پچ میکنند باب

برچسب: نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 4 خرداد 1396 ساعت: 15:54

صفحه بندی